أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
310
قانون ( فارسى )
سخت پيرامونهاى چشم گذارند بسيار مفيد است . سينه : برگ و ساقههاى لاله را با گياه مرزهء كوهى بپزند و بخورند چندانكه خواهند شير را ريزش دهد . اندامان راننده : لاله را بردارند حيض را راه اندازد . شهدانج ( شاهدانه ) : شاهدانه تخم كنب است و ما راجع به كنب شرحى داديم . اما بايد هر دو موضوع را باهم نيز بررسى كنيم . شاهدانه دو نوع است : كاشتنى و بيابانى . كاشتنى معروف است . حنين گويد : شاهدانهء بيابانى درختچهاى است كه در صحراها رويد و بلنديش به ذرعى مىرسد و برگش بيشتر مايل به سفيدى است . ثمرش چون فلفل و دانهاش به دانهء چنتهء چوبان ماند كه از آن روغن مىگيرند . و راجع به دانهء چنتهء چوپان در فصل حاء و زير عنوان حب السمنه شرحى دادهايم . مزاج : در سوم گرم و خشك است . خاصيت : باد را از بين مىبرد . بسيار خشكاننده ، خلطش كم و ناپسند است . ورم و جوش : بيخ شاهدانهء بيابانى را بپزند و بر ورم گرم كه در جاى سخت برآمده و كيموسها در آن جاى گرفتهاند ضماد گذارند گرمى را خاموش كند و سخت را نرم نمايد . سر : از گرميى كه دارد سردرد آرد . افشرهاش را در گوش دردمند كه از بندآمدنها درد مىكند يا در گوش مرطوب چكانند درد گوش از بين مىرود . روغن و برگش شورهء سر را از بين مىبرد . چشم : تم چشم آورد . اندامان غذا : گويند به زيان معده است . اندامان راننده : آب پشت را خشك مىنمايد . شير شاهدانهء بيابانى ملين ملايم است . نيم رطل از افشرهاش قبوضيت شكم را از بين مىبرد . و بلغم بيرون دهد . و زرداب را بركند و كار كاجيره را انجام مىدهد . شاهترج ( شاهتره ) : گزينش : سبز شاداب و تلخمزهاش خوب است . مزاج : در اول سرد و در دوم خشك است . خاصيت : به علت مزهء گيرنده كه دارد سرد است و از تلخمزگىاش گرم است و سردى از گرمى بيشتر است . خون را تصفيه مىكند و بندآمدهها را بگشايد . قرحه : خوردنش داروى خارش و گرى است . سر : لثه را محكم كند . اندامان غذا : معده را توان بخشد ، بندآمدههاى كبد را مىگشايد . مقدار ده درهم تا نيم رطل تا دوسوم رطل شاهتره را با شكر مخلوط كنند و شربت سازند و از آن بخورند ملين است و بول را ريزش دهد . - اين راجع به شربت ساختن از شاهترهء سبز است . اگر شاهتره خشك باشد وقتى با داروهاى ديگر در آب مىجوشانند بايد تا ده درهم باشد . اما اگر تنها خشكش را بسايند و به كار برند از سه درهم تا هفت درهم كافى است . جانشين : در علاج گرى و تبهاى كهنه مىتوان نيم وزن آن سنامكى استعمال كرد . شيطرج ( شيترك ) : شيترك هندى قطعه چوبهاى كوچك و باريك و داراى پوستى است شبيه دارچين و اگر بشكنى رنگش ميانهء سرخ و سياه است . شيترك اكثرا در ميان آوارها و ويرانهها و جايى كه برف بر آن نيايد مىرويد . برگش به برگ ترتيزك بيابانى شبيه است . در تابستان برگهاى بسيار دارد و كوچك مىشوند و بيشتر كوچك مىشوند تا به حدى مىرسند كه به زحمت مىتوان ديد . هيچ بويى ندارد . مزهاش مزهء ترتيزك بيابانى است و بويش بوى كرويا و قوتش قوت كرويا است . مزاج : با سركه بر پوست مالند